Saturday, May 19, 2007

فعلا" اینجا بیایین تا بعد
poopaksahra.blogfa.com

Friday, May 18, 2007

به سبک خانوم حنا

1- با اجازه من روز چهارشنبه در یه عملیات انتحاری وقتی خواستم وبلاگم رو خوشگل کنم ، اشتباهی دکمه دلیت دیس بلاگ !! رو کلیک کردم و کلل آرشیو و کامنتها و قالب و سایر مخلفات رو فرستادم هوا ! حالا هم وبلاگم عین بچه های خیابونی شده ! نه گذشته ای ، نه سر و شکل حسابی و این مادر فلک زده اینجا نشسته میزنه تو سرش ! اینه که به یاری سبز شما شدیدا نیازمندیم !

2- ما چهارشنبه عصری رفتیم ددر و کلللی اکسیژن بلعیدیم به همراه یه عالمه ماهی و چیزای دیگه ! یه جایی هست اطراف لار که تو زبان محلی بهش میگن ASKE VASH . اگه آرشیوم نابود نشده بود لینکش رو میذاشتم چون پارسال هم درموردش نوشته بودم . اینجا یه چاهی ساختن و دیوارای سنگی هم داره و اسمش هم هست BARFECHAL ( برف چال ). هر سال یه روز در ماه اردیبهشت (بسته به دمای هوا) مردم میان اونجا و هر کی نذری داره میاره و بعد میرن از کوهها اطراف برفهای به جا مونده از زمستون رو میارن تو این چاله میریزن که تو فصل گرما چوپانها که با گله میان اونجا به آب دسترسی داشته باشن . یه روستایی هم اون اطراف هست به اسم ABEASK ( آب اسک ) که توی این روز میشه شهر زنان( یه فیلم به همین نام هم از روش ساخته شده ) . مردای محله رو بیرون میکنن و دوتا جوون تو ورودی روستا نگهبانی میدن که مردی واردنشه . و اگه بشه به شکل زنا درش میارن و دور محله ها میچرخوننش ! خانومها به خودشون میرسن و خوشگل میکنن و بزرگ ترین دختر مجرد محل رو به شکل عروس درمیارن و براش هدیه میبرن و آرزو میکنن بختش بازشه! پنج شنبه رفتیم اینجا که گفتم که دیدم جمعه مراسمه که دیگه نمیشد بریم. جمعه هم جناب جونیر راس ساعت 3:30 بامداد به همراه یه دونه برادر اینجانب و 2 دونه از داییها رفتن به طرف سد لار و عصر ساعت 5 با یه عاااااالمه قارچ و 4 تا صورت مثل زغال برگشتن خونه ! دیشب توی راه هم اینجانب پوپک ، هر آوازی که بلد بودم خوندم ، هر جوکی بلد بودم تعریف کردم و هر دلقک بازی بلد بودم از خودم درآوردم تا جونیر خوابش نبره!

3- جاده هراز مثلا یه طرفه بود اما نزدیک بود پدر اینجانب با یه عدد سمند و بعد یه عدد مینی بوس شاخ به شاخ بشن جلوی چشم پلیس !! و آقای پلیس درمقابل فریادها بابا و جونیر مثل یه عدد ببعی فقط سر تکون داد!!

4- من امورز بسیار شادم . حتی با وجود این وبلاگ بی گذشته بدون کامنتدونی !!

Wednesday, May 16, 2007

خوب به سلامتی در راستای اصلاح گندی که اول صبحی به وبلاگم زدم ، اشششتباهی دستم خورد به یه دکمه و کللللل وبلاگ حذف شد به همراه آرشیو ومخللفاتش ! حالا دوباره بازسازی شده اما هنوز تو شوکم . آخرین پست رو میذارم اینجا برا کسایی که ندیده بودن :
**
پوپک جدید را دوست دارم. خود خودش است انگار . به موقع نه میگوید ، به موقع انتقاد میکند بدون اشک و آه . به موقع نظر میدهد و بیشتر از قبل به آرامش خودش می اندیشد تا حال دیگران که مبادا دلخور شوند و مبادا بهشان بر بخورد و هزار مبادای دیگر . پوپک جدید به موقع دم و نوک بعضیها را میچیند . قبلن هم میچید اما حالا با سیاست بیشتر . شاید واقعن باید 30 سال میگذشت تا پوپک بفهمد اینگونه زیستن راحت تر است و آرامشش بیشتر . پوپک حالا همانی است که همیشه میخواست باشد .
**با اجازه شما ، امروز که چهارشنبه خوشگله باشه ، عصرش ما داریم میریم یه جای خوب . به همراه جناب جونیر و پدر و برادر و احتمالن بعدن دایی جان ، میریم اکسیژن ببلعیم و قارچ طبیعی توپ بکنیم و بزنیم به بدن ! شایدم کلی سبزی کوهی بچینیم . بخور بخور هم حتمن به راه خواهد بود . شما هم که اینجا رو میخونین . بیکار نشینین و پاشین برین گچسر جشنواره گل لاله . من اگه بودم میرفتم . بجنبین تنبلا. اردیبهشت داره تموم میشه هییییییچ جا نرفتین هنوز !